تبليغاتX
ققنوس
جوانان جنوب تهران
 

اخبار ققنوس

 

اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به محکوم  شدن  آقای عدنان حسن پور به اعدام

 

دفاع از حقوق هر فرد به مثابه دفاع از ناموس بشریت است و ضایع شدن حق حتی یک نفر و سکوت در مقابل تجاوز به حقوق انسان به معنی به تمسخر گرفتن ارزشهای انسانی است.بر هیمن اساس است که کتاب خدا ، قران می فرماید قتل یک نفس به مثابه نابودی بشریت است.

با کمال تاسف و در عین ناباوری ،در ماه های اخیر شاهد قطع عضو،اعدام و سنگسار افراد بسیاری بودیم.

چندی قبل عده زیادی تحت عنوان بزه کار و در قالب طرح امنیت اجتماعی به چوبه دار آویخته شدند.

اما چند روز پیش حکم اعدام آقای عدنان حسن پور روزنامه نگار کرد تایید شد.این حکم در حالی تایید شد که همچون سایر دادگاههای ایشان و دیگر  زندانیان سیاسی دادگاه در پشت در های بسته و بدون هیئت منصفه برگزار شد.

 از مقامات تصمیم گیر باید  پرسید که جرم آقای عدنان حسن پور چیست؟مگر غیر از جرائم مطبوعاتی ارتکاب جرم دیگری توسط ایشان نیز اعلام شده است؟

در این میان برای هزارمین بار می گوییم که مردم ایران صاحب شعور، انصاف و آگاهی کافی برای تشخیص خیر از شر هستند و به هیچ قیمی نیاز ندارند به همین دلیل برگزاری دادگاه به صورت غیر علنی  لزوما نمی تواند براورد کننده عدالت باشد.

 از سوی دیگر بر طبق عقل و شرع هر حکمی باید با جرم تناسب داشته باشد.آیا می توان یک روزنامه نگار  را به دلیل فعالیت مطبوعاتی اش به اعدام محکوم کرد؟

اگر واقعا قصد اجرای عدالت را دارید چرا اگر آقای عدنان حسن پور جرم دیگری را مرتکب شده اند آنرا به صورت شفاف در علن بیان نمی کنید و چرا از برگزاری دادگاه صالحه در حضور هیئت منصفه جلوگیری می کنید؟

اگر آقای عدنان حسن پور و سایر زندانیان مجرم هستند چرا از حق دیدار با وکیل در دوره بازجویی محرومند و در سلول انفرادی قرار می گیرند و بازجو می تواند از شیوه های مختلف برای خرد کردن متهم و گرفتن اقرار به جرم نکرده استفاده کند ؟

دفتر تحکیم وحدت ضمن آنکه خواستار نقض شدن حکم اعدام عدنان حسن پور است و به مسولین توصیه می کند که بر اساس تعالیم دینی جان انسانها را محترم بدارند و به هیمن دلیل شرایط برگزاری دادگاهی مناسب و عادلانه به صورت علنی با حضور هیئت منصفه و داشتن وکیل برای متهم و داشتن حق دفاع از اتهامات را  برای همه فراهم آورند.

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت          

 

سخنان رضا عليجاني در نشست سراسري تحكيم: فعالان سياسي بايد خط قرمز زندان را در فعاليتهاي خود كنار گذارند.

 

 

ادوارنيوز: رضا عليجاني فعال ملي مذهبي در نشست سراسري دفتر تحكيم وحدت تاكيد كرد: تا زماني كه خط قرمز زندان براي بسياري از فعالين سياسي وجود دارد و آنها دفاع از آزادي و دموكراسي را تا جايي انجام مي دهند كه هزينه زندان براي آنان تحميل نشود ، جنبش دموكراسي خواهي به نتايج مورد نظر نخواهد رسيد. عليجاني با تقدير از دانشجويان گفت: دانشجويان در حال حاضر خط قرمز زندان را براي فعاليتهاي خود پشت سر گذاشته اند.

رضا عليجاني گفت: امروز دانشجويان را از خانه خود به بيرون رانده اند و دانشجويان همانند فلسطينيان كه از سرزمين خود رانده شده اند از دانشگاه به بيرون رانده شده اند. عليجاني با اشاره به ديدگاه هاي موجود در خصوص فعاليت هاي دانشجويي گفت يك ديدگاه كار جنبش دانشجويي را بر پايه ي حقوق صنفي دانشجويان مي داند و ديدگاه ديگر بر خروج دانشجويان از فضاي سياسي و تاكيد بر فعاليت هاي اجتماعي انگشت مي گذارد.

عليجاني گفت گروهي ديگر بر اين اعتقادند كه سر و بدنه ي جنبش دانشجويي همزمان نبايد در دانشگاه باشد و بر اين اساس جنبش دانشجويي را به عنوان بازوي احزاب در دانشگاه تعريف مي كند. عليجاني ادامه داد ديدگاه ديگر نگاه به جايگاه دانشگاه از زاويه مدني است در اين نگاه دانشجو مي تواند كار سياسي كند اما فقط موضع او كسب قدرت نيست.

 

 

اعتراض کروبی به برخورد با دراویش در شهر بروجرد

 

 

دی کروبی در نامه‌ای به مصطفی پورمحمدی وزیر کشور نسبت به تخریب حسینیه دراویش گنابادی و برخورد فیزیکی با آنان در بروجرد اعتراض کرد.

دبیر کل حزب اعتماد ملی که خود اهل لرستان است، با اشاره به حوادث اخیر در بروجرد خواستار کشف ریشه و عوامل این حادثه و برخورد با متخلفان شده است.

‌به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، در این نامه آمده است: "ایجاد غائله بروجرد بسیار مایه تاسف و تاثر گردید، سئوال این است که تخریب حسینیه دراویش در بروجرد و تحریک احساسات کسانی که مکرر وفاداری خود را به جمهوری اسلامی اعلام نموده‌اند و به یگانگی خداوند اقرار و خود را مسلمان و شیعه می‌دانند، با چه انگیزه و هدفی صورت می‌پذیرد و چه کسانی در نهان به تحریک نیروهای مذهبی می‌پردازند؟ "

وی در این نامه می افزاید: "بنده از ایجاد چنین حوادثی احساس خطر می‌نمایم و انتظار دارم ریشه و عوامل حوادث اخیر را کشف و با کسانی که کمترین حقوق شهروندی را رعایت نمی‌کنند و خارج از قانون و خودسرانه باعث چنین حوادثی می‌شوند، برخورد جدی نموده تا شاهد حوادث تلخ مشابهی در کشور نباشیم."

شنبه‌شب هفته گذشته، حسینیه طریقت گنابادیه در بروجرد در حمله بسیج این شهر تخریب شد. به گفته منابع نزدیک به این طریقت صوفیه، این حمله در پی نزدیک به شش ماه تعرض‌های محدود به این حسینیه صورت گرفته بود.

به گفته منابع مذکور، در پی چند ماه حمله‌های محدود و شکستن شیشه‌های حسینه بروجرد متعلق به طریقت گنابادی، هفته گذشته در حمله بسیج شماری از اعضای این طریقت مضروب و دستگیر شدند و در نهایت حسینیه نیز با بولدوزر تخریب شد.

پیش از این در بهمن ماه سال 1384 نیز عده‌ای از نیروهای لباس شخصی اقدام به تخریب حسینیه شریعت در قم کرده بودند که متعلق به همین طریقت بود. همچنین پس از آن واقعه بسیاری از افراد این طریقت تحت پیگیرد قضایی قرار گرفتند و پروانه چند تن از وکلای این طریقت نیز لغو شد.

افزون بر این نورعلی تابنده شیخ این طریقت نیز تحت مراقبت امنیتی قرار گرفته است و یک‌بار نیز نیروهای امنیتی او را تحت‌الحفظ از بیدخت، که قبر نیای این طریقت در آن قرار دارد، به تهران بازگرداندند.

 

 

عفوبین الملل خواستار آزادی دکتر سهراب رزاقی شد .

 

 

عفوبین‌الملل اعلام کرد که طی نامه‌ای خطاب به ریاست قوه قضاییه، آیت الله شاهرودی، خواستار آزادی سریع و بدون قید و شرط دکتر سهراب رزاقی، مدیرعامل موسسه کنشگران داوطلب (مرکز آموزش و تحقیق جامعه مدنی ایران یا ICTRC) که وی را زندانی عقیدتی به حساب می‌آورد، است. رزاقی در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۷ دستگیر شده و در بند ۲۰۹ زندان اوین که متعلق به وزارت اطلاعات است نگهداری می‌شود.

ICTRC موسسه غیردولتی‌ای است که در سال ۲۰۰۲ تاسیس شده و به سازمان‌های جامعه مدنی ایران حمایت‌های مرتبط با ظرفیت سازی ارائه می‌دهد. این سازمان همچنین در تلاش برای بالاتر بردن دسترسی سازمان‌ها به اطلاعات بوده و سعی می‌کند تا وضعیت زنان و کودکان و آگاهی‌ها را از حقوق انسانی در ایران متناسب با اهداف توسعه هزاره ارتقا دهد.

در مارس
۲۰۰۷،‌ نیروهای امنیتی دفاتر ICTRC را بستند، حساب‌های بانکی آن را مسدود و دستگاه‌های کامپیوتری و اسناد را ضبط کردند. آن‌ها همچنین سهراب رزاقی را به خانه‌اش بردند و در آن‌جا اسناد وی را ضبط کردند. از آن‌ هنگام، دولت بارها سازمان‌های غیردولتی و جامعه مدنی ایران را متهم به دست داشت در «انقلاب نرم» کرده است.برای مثال وزیر اطلاعات (غلامحسین اژه‌ای) در دهم آوریل ۲۰۰۷، به شکل علنی جنبش زنان و دانشجویی را بخشی از توطئه دشمن برای براندازی نرم دولت ایران خواند. بعضی از روزنامه‌ها نیز با چاپ داستان‌های مشابه، به نقش موسسه هیوس به عنوان یک حامی مالی بین‌المللی اعتراض کرده‌اند. سهراب رزاقی به شکل علنی نسبت به محدودیت‌های اعمال شده از سوی دولت احمدی‌نژاد بر جامعه مدنی اعتراض کرده بود و گفته بود که دریافت کمک قانونی از سازمان‌های جهانی نشان از برداشت مثبت آن‌ها از جامعه مدنی ایران است و دریافت آن نیز کاملا شفاف و بر اساس رابطه متقابل بوده است.

دانشگاهیان و روزنامه‌نگاران، از جمله چند فرد دو ملیتی، در طول سال
۲۰۰۷ به زندان رفته و به خاطر نوشته‌ها و فعالیت‌هایشان مواخذه شده‌ و به «براندازی نرم» متهم شده‌اند. علی فرحبخش، روزنامه‌نگاری که تخصصش در مسایل اقتصادی است در اکتبر ۲۰۰۷ و بعد از ۱۱ ماه بازداشت، آزاد شد. او درنوامبر ۲۰۰۶ و هنگامی که از کنفرانسی در تایلند با موضوع دولت و رسانه که توسط سازمان‌های غیردولتی تایلند برگزار شده بود، باز می‌گشت دستگیر شده بود.

او برای «جاسوسی» و «دریافت پول از خارج» به سه سال حبس محکوم شد که این میزان بعدا به
۱۶ ماه تقلیل یافت و سپس او به شکل مشروط آزاد شد. اساتید دانشگاهی ایرانی، هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش که شهروندی ایالات متحد آمریکا را نیز دارا هستند، هر دو در ماه می دستگیر و چندین ماه را در بازداشت گذراندند. آن‌ها به «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام» متهم شدند.

سهراب رزاقی از زمان بازداشت اجازه ملاقات با خانواده یا وکیل را نداشته ولی چندین بار به شکل تلفنی با خانه تماس گرفته است. قاضی در ملاقات مورخ
۱۲ نوامبر ۲۰۰۷ به خانواده وی گفته بود که احتمالا در طول یک هفته آینده دکتر رزاقی با قید وثیقه آزاد خواهد شد. هرچند که هیچکدام دستگیر نشده اند ولی اعضای هیات مدیره و کارمندان موسسه کنشگران داوطلب پس از دستیگری سهراب رزاقی برای بازجویی در مورد موسسه و نقششان در آن، احضار شده‌اند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 23:48  توسط گروه ققنوس  | 

 

 یاداشت ققنوس

 

 یادداشتی به مناسبت سالگرد شهادت دکتر حسین فاطمی به قلم  دکتر ابراهیم یزدی

1- شادروان دكتر سيد حسين فاطمي، وزير امور خارجه دولت ملي دكتر مصدق بود.
 كه پس از كودتاي 28 مرداد 1332 ، بعد از يك  دوره كوتاه زندگي مخفي ، دستگير شد .ابتدا در هنگام ورود به ساختمان فرمانداري نظامي تهران در حالي كه ما مورين نظامي او را احاطه كرده بودند ، مورد هجوم چاقوكشان رژيم قرار گرفت و به شدت مجروح شد . اما به جاي انتقال وي به بيمارستان و تحت درمان قرار داد نش ، او را به بازداشگاه بردند، در فاصله كوتاهي پس از آن بدون محاكمه ، بدون وكيل ، در حالي كه بيمار بود ، روي برانكارد به ميدان تير برده شد و تير باران گرديد.

2- فاطمي يك روزنامه نگار و شخصيت فعال سياسي و يك ديپلمات بر جسته بود،
 او روزنامه نگاري را به عنوان يك حرفه علمي ، انتخاب و تحصيلات دانشگاهي خود را در فرانسه ، در همين رشته به پايان رسانيده بود . اما علاوه بر اين ، ويژگي هاي يك روزنامه نگار متعهد را داشت . او به منافع ملي ، به مصالح كشور و حقوق مردم متعهد بود. روزنامه و روزنامه نگاري را در خدمت اين آرمان ها و ارزش ها قرار داده بود .او همراه با علم و تخصص در حرفه خود و تعهد به آرمان ها و ارزش هاي ملي، از شجاعت نيز بر خوردار بود . او غوغا سالار نبود. اما مي دانست كه ترس و محافظه كاري براي يك روزنامه نگار متعهد ، معادل سازش و مرگ است . شجاعت دكتر فاطمي را مي توان بعد از بازداشت و در جريان اعدام ملاحظه كرد . او در حالي كه بيمار و از زخم هاي ناشي از حمله چاقو كشان رنجور بود و تب داشت بر خوردش با نظاميان ، مامور دربار شجاعانه و با شهامت بود.هيچ علامتي كه نشانه ترس و وحشت او باشد در رفتار و سخنانش ديده نشد. بهنگام اجراي حكم تير بارانش، در آخرين دم ، سخناني را ايراد كرد، كه خود حاكي از روحيه متوكل و ايمان سرشار او بود .او خطاب به افسراني كه او را احاطه كرده بودند، گفت مرگ انواع و اقسام دارد. و او به پيروي از جدش ، حسين بن علي مرگ با شرافت را انتخاب كرده است .

شادروان فاطمي با بينش سياسي عميق و واقع بينانه خود ، به درستي مي دانست كه حفظ استقلال كشور ، با حضور و نفوذ استعمار انگليس در بسياري از نهادهاي حكومتي ممكن و ميسّر نيست . بنا بر اين او بطور جدي و موثر در جنبش ملي شدن نفت حضور پيدا كرد . بنا به گزارش دكتر مصدق ، دكتر فاطمي پيشنهاد دهنده اصلي و اوليه طرح
ملي شدن صنعت نفت در ايران بوده است .

اما در كشوري ، نظير ايران، استبداد داخلي يا دروازه ورود استعمار خارجي است يا خود به دست خارجي تاسيس شده است . بنابر اين موفقيت در مبارزه با سلطه و سيطره انگليس بدون مبارزه با شاه و دربار امكان پذير نبود .در يك دوره كوتاهي دكتر مصدق سعي كرد با استفاده از روانشناسي شاه و عقده اي كه وي از نقش انگليس در سلطنت پدرش و خود ش داشت ، او را به حمايت از جنبش ملي وادار سازد . اما نفوذ ايادي انگليس در دربار شاه آنقدر عميق بود ، كه  دكترمصدق در هدف خود موفق نشد. بنابراين بخشي از دكترين سياسي دكتر فاطمي مبارزه با دربار شاه بود. و او در تمام دوران خدمتش در پست دكتر مصدق ، قبل از آن ، بعد از آن ، از اين بخش از مبارزه غفلت ننمود. مقالات تحليلي وي در روزنامه باختر امروز گواه بر مواضع روشن او و قدرت تحليل او از مسايل سياسي كشور و نقش آگاهي بخش اوست . بهمين دليل بود كه شاه و ايادي دربار كينه عميقي از او به دل گرفته بودند . بطوري كه قبل از كودتاي 28 مرداد 1332 ، فاطمي بيش از همكاران دكتر مصدق مورد بغض و كينه درباريان و آماج جنگ سياسي – رواني و شايعه سازي با هدف ترور شخصيت قرار داشت . ودر نهايت طرح ترور او به دست يك نوجوان بي تجربه و نا آگاه به اجرا گذاشته شد . تبليغات سوء عليه دكتر فاطمي به آن اندازه بود كه تنها بعد از دستگيري و اعدام او برخي پذيرفتند كه او واقعا يك خدمت گذارصادق به ايران و وفادار به دكتر مصذق و آرمان نهضت ملي ايران بود .

دكتر فاطمي به عنوان يك سياستمدار و ديپلمات ، از اوضاع بين المللي و مناسبات جهاني آگاهي كافي و لازم را داشت. او اولين كسي بود ، كه به عنوان وزير امور خارجه دولت ملي در سفري به بغداد، طرح تشكيل يك گروه بين المللي از كشور هاي بي طرف در جنگ سرد را مطرح كرد. پيگيري نظر و پيشنهاد دكتر فاطمي ، بعد ها منجر به تشكيل جنبش غير متعهد ها گرديد . موازنه منفي ، يا موازنه عدمي سياست استراتژيك رهبران مستقل و ملي ايران ، از امير كبير گرفته تا مدرس و مصدق بود. اما سياست بي طرفي مثبت دولت دكتر مصدق در روابط بين المللي در عصر جنگ سرد ، ابتكار دكتر فاطمي بود. معنا و مفهوم بي طرفي مثبت در روابط بين المللي اين بود كه منافع و امنيت ملي ايجاب مي كند كه ايران در منازعات جهاني و جنگ سرد وارد نشود و از هيچ طرف جانبداري نكند.
 اما بكوشد تا با طرف هاي درگير در جنگ سرد روابط دوستانه متقابل داشته باشد.

3- هنگامي كه دكتر مصدق ترور شد ضارب نوجوان ، خام تر و ناآگاه تر از آن بود كه خود بتواند در حق فاطمي داوري كند و او را مستحق مرگ بداند . او آلت دست چه كساني بود؟ رهبران سابقه دار فدائيان اسلام در زندان بودند، هيچ يك از اعضاي اين گروه  با پيشنهاد ترور فاطمي موافقت نكرده بودند .

پس چه كساني حكم قتل دكتر فاطمي را داده بودند؟ دكتر فاطمي كدام منكري را، جز همكاران صادقانه با دكتر مصدق براي ملي كردن نفت و قطع نفوذ انگليس در ايران و مبارزه با فساد دربار، مرتكب شده بود كه مستوجب قتل باشد؟ داستان ترور دكتر فاطمي و نقش دربار و سيد ضياء الدين طباطبايي و واسطه مبادله پول براي اين ترور را در جاي ديگري شرح داده ام  ("يكسو نگري تاريخي و بي انصافي در حق روشنفكران –روزنامه جامعه شماره هاي 80و81 مورخ 11 و 12 خرداد 1377.) از آن زمان بيش از نيم قرن گذشته است، ضارب نوجوان ، ناآگاه آن روز، مردي سالخورده و جا افتاده شده است . او مي بايستي تا امروز درباره انگيزه خود و يا كساني كه او را به انجام اين ترور تحريك يا اغوا كردند ، توضيحاتي مي داد- او كه با مرحوم دكتر فاطمي دشمني و كينه شخصي نداشت ؟ پس بايد بگويد بر جه اساسي دست به ترور يك انسان فرهيخته زده بود ؟   برنامه ريزان ترور فاطمي و تحريك كنندگان ضارب وي ، بطور قطع از احساس مذهبي خام و توسعه نيافته او بهره برداري كردند . اين يك اصل شناخته شده است كه احساس مذهبي ، يا احساس سياسي بدون بينش يا بصيرت سياسي و يا مذهبي ، در هر حال فاجعه آفرين است. احساس سياسي و مذهبي كور و خام و توسعه نيافته ، موجب مي شود كه فرد نتواند فرق ميان علي (ع) و دشمنانش را بشناسد ، علي را مي كشد و گرفتار حكومت ظلم و جور مي شود . احساس مذهبي بدون بصيرت و بينش فاجعه كربلا ايجاد مي كند . احساس مذهبي خام در عصر انقلاب الكترونيك و رسانه هاي جمعي به فاشيسم يا استبداد متكي به پوپوليسم مي انجامد.

ياد شادروان دكتر سيد حسين فاطمي و تمامي خدمتگذاران به ميهن را گرامي مي داريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 22:16  توسط گروه ققنوس  | 

 
خبر ققنوس
 
 
احمدی نژاد و سفر استانی
 
دور دوم سفرهای استانی هیئت دولت بر اساس اعلام شورای اطلاع رسانی خراسان جنوبی ساعت 9 صبح چهارشنبه با ورود رئیس جمهور به بیرجند آغاز می شود.

به گزارش مهر، پیش از این عصر چهارشنبه به عنوان زمان ورود دکتر احمدی نژاد به خراسان جنوبی اعلام شده بود.

دکتر احمدی نژاد در آغاز سفر دو روزه خود به خراسان جنوبی ضمن عبور از مسیر ، میدان امام، میدان شهداء، میدان ابوذر و خیابان مدرس این شهر درجمع پرشور مردم خراسان جنوبی در استادیوم آزادی بیرجند سخنرانی می نماید که این مراسم به صورت مستقیم از صدا و سیما پخش می شود.

سخنرانی در استادیوم آزادی بیرجند، شرکت در کارگروههای ویژه، حضور در گردهمایی هیئت های مذهبی استان و دعای کمیل، برگزاری جلسه هیئت دولت و شرکت در نشست مطبوعاتی بخشی از برنامه های رئیس جمهور در خراسان جنوبی می باشد.

در مراسم استقبال رئیس جمهور 100 ورزشکار با لباس های وی‍ژه و با ایجاد پرچم جمهوری اسلامی ایران و همچنین 100 موتور سوار حضور خواهند یافت.

700 نفر به صورت شبانه روزی اقدام به نظافت و آماده سازی معابر ورودی شهر بیرجند نموده اند و هماهنگی لازم با سازمان اتوبوسرانی بیرجند جهت جابجایی مردم به استادیوم ورزشی انجام شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 11:43  توسط ققنوس1  | 

 خبر ققنوس

 

توسط شاخه جوانان جنوب برگزار شد:

سخنرانی دکتر شیرزاد عبدالهی(از فعالان فرهنگی) وتریبون آزاد دانش آموزان در

نشست  "ما حق داریم..."  ویژه ۱۳ آبان واشغال سفارت آمریکا

 

ساختمان سمیه (ساختمان حزب مشارکت ایران اسلامی)

یکشنبه ۱۳ آبان 1386
Sun ۴ Nov 2007

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:41  توسط گروه ققنوس  | 

 

 گزارش ققنوساز :

سخنرانی هاشم آغاجری ، فریده غیرت و محمد قوچانی در

 نشست حقوق بشر ايرانی در ساختمان سمیه(حزب مشارکت ایران اسلامی)

سه شنبه 08 آبان 1386
Tues 30 Oct 2007

 

هاشم آقاجری: دستگيری عمادالدين باقی با هيچ منطقی قابل توجيه نيست.

هاشم آقاجری گفت: مساله‌ی حقوق بشر در برخی کشورها از جمله کشور ما با چالش سياسی روبه‌روست. در حالی که حقوق بشر هيچ نسبتی با سياست ندارد هرچند طبيعی است که يک فعال حقوق بشری در دفاع از حقوق افراد با منافع سياسی قدرت مواجه می‌شود.

به گزارش خبرنگار حقوقی ايسنا، اين مدرس دانشگاه در نشست حقوق بشر ايرانی در جبهه مشارکت، با ابراز خوشحالی از آزادی حجت‌الاسلام والمسلمين قابل و هم‌چنين تسليت به مناسبت درگذشت قيصر امين‌پور، دستگيری عمادالدين باقی را به دليل فعاليت‌های شفاف و در چارچوب قانون اساسی او با هيچ منطقی قابل توجيه ندانست.

آقاجری تاکيد کرد: امروزه مساله‌ی زنان، کارگران، قوميت‌ها و به طور کلی حقوق اساسی انسان‌ها، آزادی بيان و حق زندگی جزو حقوق بشر به شمار می‌آيد. به همين خاطر فعالان حقوق بشری در جهان و ايران تلاش دارند در چارچوب حقوق بشر برخی رفتارهای حکومت‌ها را تغيير دهند اما تغيير حکومت جزو فعاليت‌های آنان نبوده و نيست.

وی ابراز عقيده کرد: ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنيم که متاسفانه رفتارهای گروهی به ما می‌گويد که هيچ حوزه‌ای حتی پوشش شما از حوزه‌ی سياست خارج نيست.

آقاجری ادامه داد: سخن علی ابن ابی‌طالب (ع) و همه‌ی انبيای خدا اين است که مردم جامعه يا هم‌دين تو هستند يا هم‌نوع تو. در هر حال بايد عدالت را در مورد همه رعايت کرد اما متاسفانه عده‌ای اين موضوع را قبول ندارند و همه چيز را بين صفر و ۱۰۰ می‌بينند. شعار آنها هم اين است که هرکه با ما نيست، بر ماست.

وی با بيان اين که در هر حکومتی ممکن است افرادی با هر ابزاری عليه حکومت‌ها بجنگند حتی ابزار حقوق بشر، اين سوال را مطرح گرد که آيا می‌شود با اين منطق که آمريکا از ابزار حقوق بشر عليه ايران استفاده می‌کند، حقوق بشر را تعطيل کرد؟ يا اين‌که چون ممکن است تشکل‌های غيردولتی محل نفوذ دشمن قرار بگيرند، با آنها برخورد شود؟

آقاجری در ادامه با طرح سوالاتی درباره‌ی وجود و فعاليت NGOها، فعاليت گروه‌های کارگری و وظايف رسانه‌ها در امر اطلاع‌رسانی، تاکيد کرد که قطعا رسانه‌ای که به مردم دروغ بگويد و سانسور کند، خادم به ملت نيست بلکه خائن است.

وی يادآور شد: اگر ما مشکل حقوق بشر داريم، حاکميت بايد از تشکل‌های غيردولتی حمايت کند که بدون تحميل هيچ هزينه‌ای در کنار دولتی که مدعی است می‌خواهد حقوق جامعه استيفا شود فعاليت کند زيرا راز و رمز پايداری قدرت در مقابل قدرت‌های خارجی، ايجاد محدوديت برای نهادهای داخلی نيست.

اين مدرس تاريخ خاطرنشان کرد: تجربه‌ی مشروطه،‌ نهضت ملی، انقلاب اسلامی و دوم خرداد به اين دليل بود که ما اين سيکل بسته را بشکنيم و راه سومی باز کنيم. آيا تداوم برخی رفتارها اين سيکل بسته را بازتوليد نمی‌کند؟

آقاجری اظهار کرد: برای اين‌که هم کشور حفظ شود و هم بقای ملی دموکراتيک، تنها راه، استيفای حقوق بشر در اين سرزمين و دادن آزادی به مردم است. همان‌طور که بايد فقرزدايی کرد و مردم را از بيکاری و گرسنگی نجات داد، بايد حقوق معنوی، فرهنگی و سياسی مردم را نيز داد. قطعا نه تنها از زندان رفتن افرادی مثل باقی چيزی عايد نمی‌شود بلکه ضرر و زيان‌های زيادی در پی خواهد بود.

وی ادامه داد: حقوق بشر بدون دموکراسی و دموکراسی بدون حقوق بشر ابتر است. نه دموکراسی که حقوق بشر را رعايت نمی‌کند، اصيل است و نه حقوق بشر بدون دموکراسی. اگر در آمريکا حقوق بشر وجود دارد نظام دموکراتيک فراهم نيست و حکومت، بازتوليد اليت (نخبگان) محدودی است که متحد مجامع بزرگ اقتصادی هستند.

اين استاد دانشگاه با ابراز اين عقيده که در کشورهای جهان سوم، نه حقوق بشر واقعی وجود دارد نه دموکراسی افزود: به هر حال اگر دستگاه قضايی در هر کشوری مستقل باشد، تا حد زيادی می‌تواند مدافع حقوق بشر باشد.

آقاجری با بيان اين که با حاکميت سياست بر قضاوت، بايد با عدالت و انصاف وداع کرد، ضمن ابراز اميدواری برای آزادی عمادالدين باقی گفت: پيش از اين رييس قوه‌ی قضاييه و معاونان وی بارها علنا مطرح کرده‌اند که زندان‌ها وضع خوبی ندارند و حتی رييس قوه‌ی قضاييه بخشنامه‌ای در مورد دفاع از حقوق شهروندی صادر کرد. چگونه است که وقتی به نمايندگان نهادها و NGO های غيردولتی می‌رسد، گفتن اين مساله به يک اتهام تبديل می‌شود.

فريده غيرت: جای عمادالدين باقی، گوشه زندان نيست.

نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با اشاره به اقدامات و عملکرد عمادالدين باقی در اين انجمن، آزادی وی را خواستار شد.

به گزارش خبرنگار حقوقی ايسنا، فريده غيرت در نشست حقوق بشر ايرانی که از سوی شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشارکت ايران اسلامی برگزار شد، اظهار داشت: ترديدی نيست که اين بزرگداشت نه فقط از يک يا دو فرد بلکه از يک انديشه و بها دادن به آزادانديشی و قدردانی از زحمات کسانی است که خود را متعهد به خدمت به نيازمندان می‌دانند و به تعريفی ديگر، دغدغه‌ی حقوق بشر دارند و انسان‌های متعهدی است که منافع و مصالح ديگران را به منافع و مصالح خود ترجيح می‌دهند.

نايب رييس سابق کانون وکلای دادگستری در ادامه عمادالدين باقی را يکی از اين افراد عنوان کرد و با اشاره به تاسيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان به رياست باقی، خاطرنشان کرد: تلاش در جهت بهبود زندگی زندانيان و برخورداری آنها از امکانات در زمينه‌های مختلف، کوشش در جهت رفع نقض حقوق آنان و حمايت از خانواده‌های زندانيان از اهداف اين انجمن بود.

غيرت با تاکيد بر اين‌که خدمات انجمن در خلال چهار سال گذشته بسيار شفاف و روشن بوده و هيچ کار پنهانی نداشته، به اطلاعيه معاونت دادسرا در مورد پرونده‌ی عمادالدين باقی اشاره کرد و گفت: پس از اعتراض دادستانی، حکم تعليقی موکل به تعزيری، تبديل و وی بازداشت شد.

نايب رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با بيان اين‌که پرونده‌ی اتهامی باقی در دست ما نيست و دسترسی به آن هم نداريم، به اقدامات و فعاليت‌های انجمن متبوعش اشاره کرد و گفت: از جمله فعاليت‌های عمادالدين باقی، تلاش برای دفاع از حقوق زندانيان، پيگيری پرونده‌ی آنان، تلاش برای اخذ رضايت شاکی و جلوگيری از قصاص زندانيان، نوشتن نامه به مقامات قضايی برای آزادی و اعطای مرخصی به زندانيان، کمک به خانواده‌های زندانيان و برگزاری سمينارهای متعدد در زمينه‌های مختلف در رابطه با زندانيان است.

وکيل باقی با طرح اين سوال که آيا می‌توان پذيرفت که باقی دارای سوابق ارتکاب جرايم متعدد است و آيا اين اقدامات جرم بوده؟ به بيان اقدامات و عملکرد وی پرداخت و تصريح کرد که جای چنين فردی در گوشه‌ی زندان نيست.

وی در پايان اظهار کرد: مجددا تقاضای خود را مبنی بر بررسی انجمن دفاع از حقوق زندانيان به‌ويژه در امور مالی توسط مسوولان قضايی جهت روشن شدن موضوع را بيان کرده و خواهان آزادی عمادالدين باقی هستيم.

محمد قوچانی: اين نگرانی وجود دارد که بازداشت عمادالدين باقی نوعی محکوميت اعتدال باشد.

محمد قوچانی گفت: ما از افراد منصف دستگاه قضايی درخواست داريم از حقوق عمادالدين باقی به عنوان متهم، محکوم يا يک شهروند دفاع کنند.

به گزارش خبرنگار حقوقی ايسنا، قوچانی در نشست حقوق بشر ايرانی که از سوی شاخه جوانان جبهه مشارکت برگزار شده بود، به نمايندگی از خانواده‌ی باقی گفت: باقی در اولين هفته‌ی زندان خود تماس حدود يک دقيقه‌ای با خانواده داشت که به سلام و احوالپرسی بسنده کرد. ظاهرا در بيرون از زندان برای او از چشم‌بند استفاده کرده‌اند؛ در حالی که او خود در فعاليت‌های حقوقی تاکيد داشت که استفاده از چشم‌بند خلاف موازين حقوق بشری است. وی تا به حال پنج جلسه بازجويی شده و بازجويی‌ها تنها درباره‌ی نوشته‌ها، مطالب و بيانيه‌های انجمن دفاع از حقوق زندانيان بوده و هيچ‌ کدام بار امنيتی نداشته است.

وی افزود: عمادالدين باقی پرونده‌ای دارد که در آن به يک سال حبس محکوم است. اين حکم در شرايط غيرحقوقی صادر شده، به طوری که نه دفاعی از وی شنيده شده و نه وکيلی در جلسه حضور داشته است، او نيز به همين دليل و به نشانه‌ی اعتراض به روند دادرسی، از هرگونه دفاع خودداری کرده است. اگر بازداشت اخير وی برای تحمل دوران محکوميتش باشد بايد به بند عمومی منتقل شود و از حقوق زندانيان عادی مثل تماس، ملاقات و ارتباط با وکيل برخوردار باشد.

قوچانی ادامه داد: هم‌چنين قرار وثيقه‌ی ۵۰ ميليونی نيز برای وی صادر شده بود که اگر اين بازداشت مربوط به آن باشد، بازجويی می‌توانست مثل گذشته بيرون از فضای زندان صورت گيرد.

اين روزنامه‌نگار خاطرنشان کرد: باقی همواره خصوصا در سال‌های گذشته تاکيد کرده که روش وی جدايی فعاليت سياسی از فعاليت حقوق بشری است. او سعی می‌کرد با قائل شدن استقلال برای اين نوع فعاليت، به عنوان يک فعال مدنی فعاليت کند و با همين هدف، انجمن دفاع از حقوق زندانيان را بنيان‌گذاری کرد. او هم‌چنين در ملاقات با وکيلش تاکيد کرده که به زبان حقوق بشری درباره‌ی من صحبت کنيد و از من دفاع کنيد.

وی با بيان اين‌که عمادالدين باقی از منظر يک مسلمان در چارچوب قانون اساسی به مسايل حقوق بشری نگاه می‌کرد، گفت: در حال حاضر اين نگرانی وجود دارد که با توجه به اعتدال تفکر تشکيلات او، بازداشت وی نوعی محکوميت اعتدال باشد.

قوچانی در پايان گفت: شايد عده‌ای می‌خواهند افراد به راديکاليسم کشيده شوند و افراد بين خروج از مرزها يا سکوت در داخل مرزها يکی را انتخاب کنند در حالی که روش باقی، راهی ميانه بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 20:5  توسط گروه ققنوس  | 

 

اخبار ققنوس(ایران در هفته ای که گذشت.)

 

تعلیق ۸ ماهه تشکل دانشجویی آرمان در دانشگاه صنعتی اصفهان و تعلیق ۲ ماهه انجمن اسلامی ایلام.

در نامه‌ی هیات نظارت که به امضای غلامرضا قربانی رییس دانشگاه صنعتی اصفهان رسیده است؛ آمده که احتراما بدین وسیله به آگاهی می‌رساند پیرو شکایت‌های واصله از آن تشکل در مورد تخلفاتی که هیات منصفه رای به محکومیت آن تشکل صادر کرده است، بنابر تشخیص هیات نظارت با رعایت حداکثر تخفیف مورد موافقت قرار گرفت (بر اساس ماده‌ی ۵ – ۱۸ آیین‌نامه‌ی تشکل‌ها و انجام چهار مورد تخلف) ولی با توجه به اتمام شورای تشکل در اول تیر سال ۸۷ هیات نظارت تنها با هشت ماه توقف فعالیت موافقت کرده و لذا از تاریخ ابلاغ این حکم کلیه‌ی فعالیت‌های آن تشکل تا تاریخ مذکور متوقف می‌شود.

در همین زمینه غلامرضا قربانی رییس دانشگاه صنعتی اصفهان با تایید خبر هشت ماه تعلیق تشکل دانشجویی آرمان (مجمع دانشجویان عدالتخواه) به ایسنا گفت: شاکی این تشکل مدعی العموم ، برخی از دانشجویان بسیجی و استاد این دانشگاه بودند که این تشکل ۱۱ مورد شکایت داشته که هیات منصفه در رابطه با شش مورد این تشکل را متخلف دانسته و به جز یک بند که آنها را مستحق تخفیف دانست در ۵ مورد دیگر تخفیفی برای آنها در نظر نگرفت.

رییس هیات نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان افزود: اتهام‌های این تشکل توهین به کلمه‌ی شجره‌ی طیبه در بیانیه‌ای، توهین به مقام معظم رهبری در تجمعی، توهین به مراجع تقلید در بیانیه‌ای ،توهین به رییس قوه‌ی قضاییه، تجمع غیرقانونی، اردوی غیرقانونی و اهانت به یکی از استادان این دانشگاه بوده است و علی رغم آنکه حتی آنها نسبت به بنده بی احترامی و توهین نیز کرده‌اند، هیچ وقت از آنها شکایتی نکردم ولی یکی از استادان دانشگاه از آنها شکایت کرده است.

 
 بازداشت دستکم 6 دانشجو در تجمع دانشجویی دانشگاه علامه توسط نیروهای امنیتی .
 

ادوارنیوز: تجمع دانشجویی دانشجویان در دانشکده ارتباطات و علوم اجتماعی دانشگاه علامه که از ظهر امروز با حضور دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران آغاز شده است، همچنان ادامه دارد.  وگزارشهای مختلفی از بازداشت دستکم 6دانشجو در مقابل این دانشگاه منتشر شده است.

به گزارش خبرنگار ادوار نیوز در پی فراخوان انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه علامه، برای برگزاری تجمع اعتراضی در این دانشگاه دانشجویان از ظهر امروز با تعطیل کردن کلاسها در دانشکده ارتباطات اقدام به برپایی تجمع و تریبون آزاد کردند. 

دانشجویان سپس با حرکت به سمت درب این دانشکده با شعارهای خود از نیروهای حراست خواستند به دانشجویان ممنوع الورود این دانشگاه و همچنین سایر دانشجویان دانشگاههای مختلف شهر تهران که از ورود آنها جلوگریری شده بود ، اجازه شرکت در تجمع داده شود که در پی امتناع حراست، دانشجویان با خرد کردن درب ورودی دانشکده ارتباطات علامه  زمینه ورود سایر دانشجویان را فراهم کردند. 
دانشجویان تجمع کننده که در میان آنان اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاههای مختلف شهر تهران دیده می شد سپس با برگزاری تریبون آزاد دانشجویی نسبت به ادامه بازداشت 3 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، سلب حق تحصیل 31 دانشجوی دانشگاه علامه و تعطیلی انجمنهای اسلامی در دانشگاههای مختلف اعتراض کردند.
 دانشجویان همچنین با سر دادن شعارهای"مرگ بر استبداد" مرگ بر دیکتاتور" " رییس انتصابی استعفا استعفا" نسبت به فشارهای وارده بر دانشجویان اعتراض کردند.
در حال حاضر دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه در محاصره کامل نیروهای انتظامی و امنیتی قرار دارد و حداقل 6تن از دانشجویان در بیرون از دانشگاه توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شده اند.
 
 
برگزاری روز کوروش کبیر در پاسارگارد.
 
روز هفتم آبان ماه (29 اکتبر) از صبح زود گروه های جوانان و فرهنگدوستان ايرانی به پاسارگارد وارد شدند و بر آرامگاه پدر حقوق بشر گل گذاشتند. کورش زعيم فعال سياسی و فرهنگی که همراه اولين گروه وارد محوطه پاسارگاد شده بود سخنرانی هيجان انگيزی ايراد کرد که به شدت مورد تاييد و استقبال قرار گرفت. اکنون که ساعت 9 صبح است گروه های ديگری در حال ورود به پاسارگاد هستند. متاسفانه در حال حاضر فضای پاسارگاد به شدت پليسی و سنگين است. دوربين ها را می گيرند و با مردم و به خصوص جوانان به تندی رفتار می کنند. در حالی که همين ديروز از سوی سازمان ميراث فرهنگی اعلام شد که روز جهانی کورش را گرامی می دارند و حتی ورود به منطقه پاسارگاد برای همه رايگان است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 19:20  توسط گروه ققنوس  | 

 

گزارش ویژه ققنوس

نقد شديد محسن ميردامادي به حاكميت ايران و دولت احمدي ن‍‍‍ژاد  در مراسم افتتاحيه دهمين كنگره جبهه مشاركت ايران اسلامي.

جبهه مشاركت ايران اسلامي دهمين گنگره سالانه خود را روز جمعه چهارم آبان ماه 86 در شرايطي آغاز كرد كه دبيركل اين حزب اصلاح طلب  در يك نقد و تحليل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه در غالب سخنراني افتتاحيه در حضور سفراي خارجي، رهبران احزاب و گروه ها، فعالان سياسي و مطبوعاتي و تلاشگران عرصه ي جنبش اجتماعي، دانشجويي و زنان بيان شد، تحليلي از شرايط بحراني داخلي و خطرناك خارجي به دليل عملكرد نابخردانه و انحصارطلبانه اقتدارگرايان ارائه داد.

 اين در شرايطي بود كه هر اشاره و بيان ياد و نام زندانيان سياسي دربند، به وي‍ژه حجت الاسلام هادي قابل دبير شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلام كه از شش ماه پيش در بند دادگاه ويژه روحانيت در قم، زنداني است، شور و ولوله اي در جمعيت حاضر در محل برگزاري كنگره برپا مي كرد و و حضار با كف زدن مداوم بر حقانيت راه زندانيان صحه   مي گذاردند و از آنان حمايت به عمل مي آوردند. حمايتي كه در زمان استراحت ميان نشست كنگره در گفت و گو با خانواده هاي قابل و باقي جلوه بيشتري پيدا مي كرد.

متن سخنان محسن ميردامادي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي به اين شرح است:

گویا تقدیر سیاسی بر آن است که سالی بر ما نگذرد و کنگره‌ای برگزار نشود مگر اینکه یکی از عزیزترین وفعال‌ترین اعضای ما در بند اسارت باشد، امسال نیز به رسم این سنت معهود برخود لازم می‌دانم یاد روحانی اندیشمند و پرتلاش حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی قابل عضو شورای مرکزی حزب را که گرفتار ستم انتقام‌گیری‌های جناحی و سیاسی شده است گرامی بدارم. براستی جای خالی او در این نشست و در عرصه سیاسی کشور برای همه ما مشهود است. از خداوند بزرگ می‌خواهم که همو و هم سایر زندانیان بی‌گناه ما از دانشجویان عزیز، فعالان سیاسی و تلاشگران عرصه مدنی و اعضای گروه‌های صنفی را هر چه زودتر به آغوش جامعه و خانواده‌های خود بازگرداند.

ده سال فعالیت مستمر و فراگیر حزب در شرایط پرفراز و نشیب سیاسی ایران، از زمانی که اکثریت پارلمان را در اختیار داشت تا امروز که در اوج حاکمیت اندیشه حزب سوز قرار داریم و حزب از داشتن رسانه و تریبون ارتباط با افکار جمعی محروم است و حتی برای برگزاری کنگره سالانه خود تحت بیشترین فشارهای اطلاعاتی و امنیتی است و همه راه‌های تأمین منابع مالی آن مسدود می‌شود، امید به رویش و رشد نهادهای مدنی و سازمان‌‌یابی فرزندان انقلاب اسلامی و اصلاح‌طلبان مسلمان را در کشور عینیت می‌بخشد. برغم خواست و تلاش عامه‌گرایان پوپولیست و ضدیت آن‌ها با تحزب و تشکل، به برکت 8 سال حاکمیت نسبی اصلاحات در این مرز و بوم جامعه مدنی آنچنان زمینه و عمقی یافته است که قادر است در برابر این تند بادهای شدید اما موسمی و گذرا مقاومت کند. بهر حال بیش از صد سال تجربه مستمر ملت ایران در جستجوی آزادی، استقلال و پیشرفت به وضوح نشان می‌دهد که برای نیل به این هدف راهی نزدیک‌تر و کم هزینه‌تر از اعمال حق حاکمیت مردم و پیشبرد دموکراسی در همه شؤون زندگی فردی و اجتماعی وجود ندارد و طی این مسیر نیز جز با تقویت جامعه مدنی و قوام و دوام احزاب میسر نیست. صلاح دین و ملک و ملت به واقع در همت گذاشتن همه نخبگان کشور و آحاد مردم و حتی صاحبان قدرت بر رشد و توسعه احزاب سیاسی است.

ما مفتخر هستیم به عنوان مولود دوم خرداد اینک پاسدار حریم اصلاح‌طلبی، آزاد اندیشی، مردم‌سالاری، قانون‌گرایی و دفاع از اصول انقلاب اسلامی هستیم. انقلابی که سی سال پیش در چنین ایامی با تکیه بر دو خواست پر جاذبه استقلال و آزادی مطرح کننده خواسته سوم و نوید بخش تأسیس نوع جدیدی از حمکرانی بود که اساس آن عدل، اخلاق، مدارا، انصاف، مروت،  آزادگی، توسعه و پیشرفت بود. «جمهوری اسلامی» در اندیشه امام، حاکمیت اسلامی بود که جز با رأی آزاد مردم امکان تحقق و اعتبار  نداشت، اسلامی که پرده‌های جهل و جور و تحجر را پاره کرد و مطابق با نیازها و ضرورت های زمانی و مکانی در هر نسل و هر سرزمینی پاسخ مناسب به این خواسته‌ها می داد، اسلامی که به برکت تلاش روشنفکران آزاد اندیش و روحانیان روشن ضمیر، مبشر اخلاق محمدی، عدالت علوی، نقش آفرینی فاطمی و حریت حسینی بود و انتظار آخر الزمانی خود را در تلاش برای صلح و پیشگامی در رعایت حقوق انسان می‌دید. پس از قریب سی سال از آن انقلاب پر امید و آرمان‌های والا متأسفانه نباید، نگرانی عمیق خود را از قلب مفاهیم مقدس آن انقلاب پنهان داریم و نگوییم که شاهد فروکاستن «عدالت» این نیاز همیشگی و اولیه همه انسان‌ها به مصادیقی بسیار جزیی و گاه طنز آمیز و «آزادی » به ابزاری برای تأمین مصارف تبلیغات خارجی شده‌ایم، که اگر این جفاها در حق آن آرمان‌ها و مفاهیم را خوب بازشکافی کنیم چیزی جز ظلم  در حق دین و ملیت و انقلاب  نیست.

اکنون جریان سیاسی خاص و یکپارچه‌ای بر مقدرات کشورحاکم است،   دو سال و نیم حاکمیت این نگرش بر قوه مجریه که برخوردار از پشتیبانی تمام عیار سایر قوا نیز هست، رویکردهای اساسی و روندهای حرکت سیاسی، اقتصادی، علمی، اجتماعی و فرهنگی را به وضوح تغییر داده است. موقعيت و جايگاه‌ کشور و بسیاری از فرصت‌ها و دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی، با غلبه رادیکالیسم،جزم اندیشی، توهم، خودمداری و تنگ شدن دایره آزادی‌های مشروع و قانونی دچار تزلزل شده است. در عین حال این مدت فرصت مغتنمی برای سنجش دو اندیشه متضاد ولی همسوئي است که هر دو حاکمیت یکپارچه و اقتدارگرا را آرزو می کردند. اندیشه‌ای که به دنبال آنچه آن را حاکمیت انقلابیون ناب پنجاه و هفتی می نامید از لزوم تصفیه همه جانبه و گسترده نظام سیاسی و اجرایی از همه نیروهایی که به زعم آن‌ها غیر خودی بودند دم می‌زد، و اندیشه‌ای دیگر که انقلاب اسلامی را در بن بست می‌خواست و برای بربام انداختن طشت آن تنها راهکار را حاکمیت متحجر‌ترین، رادیکال‌ترین و آزادی ستیز‌ترین بخش‌ها از نیروهای سیاسی موجود در جامعه ایران می‌دانست.

متأسفانه آنچه در این مدت ما شاهد آن بوده‌ایم، تحقق بخش‌هایی از این آرزوهاست. ما امروز در شرایطی هستیم كه از نظر یکدستی جريان حاكم بر تمامي امور كشور در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌نظیر است، به نحوی که حتی افراد و گروه‌های همسو و خودی های جریان غالب نیز درجه‌بندی شده‌اند و میزان نزدیکی آن‌ها به قدرت بر اساس میزان حل آن‌ها در این کانون انحصار تنظیم شده است. 

آنچه امروز کشور ما با آن روبرواست، با کمال تأسف زوال جامعه اخلاقی، رواج دروغ و ظاهر سازی و بی‌انصافی، اضمحلال سرمایه‌های اجتماعی، تخریب بنیان‌های اقتصادی، انزوای ایران در جامعه جهانی با شکل‌گیری تصویری ماجرا جو از آن و به طور خلاصه چشم اندازی نگران کننده و به دور از شاخص‌های امید به آینده است. اگر فکری برای این بحران‌ها نشود شاهد سوختن خشک و تر، اصلاح‌طلب و محافظه‌کار، راست و چپ، اسلام گرا و ملي گرا، مذهبی و سکولار و نخبه و عامه خواهیم بود. روند اوضاع کنونی کشور به وضوح نشان می دهد که روش‌های سیاسی غیردموکراتیک فارغ از اینکه از چه اندیشه‌ای پیروی ‌کند و به چه جناحی وابسته باشد‌، گره‌ای از مشکلات روز افزون جامعه باز نمی‌کند و تنها قفلي بر قفل ها اضافه می‌كند. مشی غیردموکراتیک نمی تواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قیمت اعجاب آور بیش از 80  یا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بینش‌ها و منش‌های غیردموکراتیک حاصل نمی‌شود حتی اگر سطوح مختلف سیاسی و اجرایی را از هر نیروی دگر اندیش پاکسازی کند و به ضرب تبلیغات پرسر و صدا و هماهنگی همه نیروهای عمل کننده بخواهد وضعیت ملی و بین‌المللی کشور را چون بهشت برین ترسیم کند. حاکمیت غیر دموکراتیک اساساً نمی تواند انسجام و نظم درونی خود را برقرار کند حتی اگر چند روز یکبار با دستوری مدیری عزل شود و وزیری کنار گذاشته شود و تصمیمات به ظاهر انقلابی یک شبه گرفته شود، یا امنیت اجتماعی و سیاسی با اعمال قدرت‌های امنیتی و پلیسی و با ضرب و زور پیگیری شود.

باید پذیرفت که حاکمیت غیردموکراتیک نمی تواند صلح و امنیت بین‌المللی کشور را تأمین کند حتی اگر به مدرن‌ترین امکانات دفاع از کشورهم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی کشور نیز چشم‌پوشی کند. 

 از دل رادیکالیسم و تنگ نظری در عرصه بین‌الملل به جای ابتکار عمل انفعال بوجود می‌آید و به جای استفاده از فرصت‌های جدید‌ بین‌المللی، فرصت سوزی شکل می گیرد و «کمونیسم» که به تعبیر امام راحل به موزه‌های تاریخ سپرده شده بود، محور جدیدی از توجهات جدید بین‌المللی کشور ما می‌شود و معدود دولتهاي كمونيستي براي انعقاد عقد اخوت محوریت می‌یابند.

 دفاع از حق و عدالت در جهان وجهی از وجوه دینی و ملی ماست اما متأسفانه سیر به قهقرا و تنزل منزلت بین‌المللی کشور وجهی از واقعیت سیاسی امروز ما شده است.

نگاهی به دستاورد‌های دولت نهم و مجلس هفتم كه مظاهر ملموس این نحوه تفکر است بخوبی نشان می‌دهد که نه آن‌ها که به هر قیمتی حاکمیت یگانه غیر دموکراتیک را بر کشور تحمیل می کنند و نه آنها که به بهانه های مختلف خانه‌نشینی و انزاوا را به امید تحول پس از ناکامی بزرگ و خیزش‌های اجتماعی اختیار می کنند، گامی در جهت منافع و مصالح ملی بر نمی‌دارند و حاصل کار این دو گونه تلاش متضاد عقب‌گرد کشور در همه عرصه‌ها خواهد بود، عقب گردی که جبران آن به آسانی و از عهده هیچ نیروی دیگر بر نخواهد آمد.

مروری بر عملکرد حاکمیت افراطي ترین و رادیکال‌ترین بخش جناح اقتدار گرا بر مقدرات کشور نشان دهنده این مدعاست.

آنچه امروز در ورای تبلیغات گسترده و پردامنه‌ای که با تسلط بر تمامی رسانه‌های رسمی و غیررسمی بر موفقیت‌های بی‌نظیر دولت در همه زمینه‌ها اصرار دارد مردم ما در عالم واقع می‌بینند، گرانی‌ فزاينده، تورم مهار ناشدني، رشد اقتصادی کاهش یابنده، تهی شدن سفره‌ها و از دست رفتن امید به آینده است.

جامعه ما از یاد نمی‌برد که دولت اصلاحات به رغم آنکه ادعای ویژه‌ اقتصادی نداشت، توانست در این وادی موفق‌ترین گام‌های خویش را بر دارد و در سایه سیاست‌ها وجهت‌گیری‌های مبنایی و درست تحولی در حوزه معیشت عمومی به وجود آورد و به رغم همه انتقادها و مقابله‌ها امید به بهبود شاخص‌های اقتصادی و امید به آینده را افزایش داد. مردم ما در آن دوران این امید را داشتند که حداقل با کنترل نقدینگی، مهار تورم، رشد اقتصادی و تسهیلات ارائه شده، امکانی برای این‌که صاحب مسکن شوند، شغلی برای جوانشان ايجاد شود، و زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند به وجود آید. طبق سند چشم‌ انداز 20 ساله کشورمان می توانست به یکی از قطب‌های مهم اقتصادی منطقه تبدیل شود، به شرط آنکه برنامه‌های توسعه و اراده ملت، محور و بنای چرخش امور باشد، نه اقدام‌های مقطعی غیرکارشناسانه و تبلیغات فردی.

امروز مردم ما در برابر خود سرابی می بینند که نه در آن مسکن، نه فرصت و امنیت شغلی و نه توشه اي متناسب با رشد تورم وجود دارد و چه بسا در سایه این گسترش فقر، ایمان خود را هم ببازند.

آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی این اضمحلال را نشان می دهد. علیرغم هزینه و تزریق حدود 120 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد کشور و بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری‌های پیشین، نرخ رشد اقتصادی کشور در این دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است که در مقایسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم یعنی 5.55 درصد، کاهش نشان می‌دهد و این در حالیست که درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 میلیارد دلار بوده است.

شاخص نسبت سرمایه‌گذاری به تولید در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سال‌های اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهره‌مندی کشور از این درآمد افسانه‌ای و هزینه آن، اقتصاد ایران همچنان از معضل کمبود سرمایه‌گذاری در پاسخگویی به نیاز اشتغال و انباشت سه میلیون نفر بیکار و افزایش فقر رنج می‌برد. افزایش نقدینگی صد درصدی ظرف 2 سال در حالیکه جناح حاکم با تکیه بر سیاست تثبیت قیمت‌ها از هنگام در اختیار گرفتن مجلس هفتم مدعی کنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از یک دوره کوتاه سیر نزولی مجدداً در سال 1386 با افزایش مواجه کرده و تا پایان شهریور ماه طبق گزارش بانک مرکزی به 15.8 درصد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزینه مسکن که در سبد هزینه‌ خانوارهای ایرانی بیشترین سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزایش داشته بگونه‌ای که خانه‌دار شدن برای زوج‌های جوان به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است.

در کنار این سوء سیاست‌های اقتصادی باید بحران مدیریت را نیز افزود. حذف تقریباً همه مدیران با تجربه و کار آزموده و یا به کار گرفتن کسانی که اصولاً با بینش‌ها و سیاست‌های رسمی همخوانی ندارند اما بهر دلیل بدون کوچک‌ترين باور و اعتقادی به سلامت و صحت این سیاست‌ها حاضر به همکاری شده‌اند وضعیت استثنایی و اسفناکی را در کشور رقم زده است. نتیجه این سیاست نه تنها تغییر پی در پی و گسترده مدیران ارشد کشور، بلکه اعمال آن در سطوح میانی و پایین و حتی سطوح کارشناسی و شکل گیری مدیریت‌های بسته و باندی در گلوگاه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی کشور و غلبه مدیریت‌های نظامی و شبه نظامی در سطوح مختلف مدیریت سیاسی و اقتصادی و صنعتی شده و طبیعی است در سایه چنین مدیریتی، رابطه بین مدیران و جامعه مدنی، رابطه‌ای آمرانه، اطلاعاتی و امنیتی ‌خواهد بود.

در عرصه اجتماعی و فرهنگی هم وضعیتی مشابه حاکم است. امروز دانشگاه‌های ما برغم فشارهای بسیار شدید بر تشکل های غیرحکومتی علمی، صنفی، سیاسی و دانشجویی و یکپارچه شدن مدیریت و ایجاد و گسترش تشکل های دولت ساخته و شبه نظامی شاهد بروز تنش‌هایی است که هم مخرب محیط علم آموزی است و هم بهترین و کارآمدترین جوانان کشور را در معرض خطر و آسیب قرار می‌دهد.

نادیده گرفتن استقلال دانشگاه‌ها و حذف نقش اعضای هیأت‌های علمی، غیر تخصصی و غیر علمی شدن مدیریت بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور، امنیتی کردن جو دانشگاه‌ها و استفاده از حربه تهدید، اخراج، زندان، تعلیق، ستاره‌دار کردن وامثال آن همه نشانه‌ این است که حاکمیت یکپارچه علی‌رغم تبلیغات و شعارهای زیبا، نهاد دانشگاه را تنها به صورتی می‌پذیرد که ابزار و آلت بی اراده مقاصد سیاسی قدرت باشد. و طبیعی است که این وضعیت قابل دوام نخواهد بود و همانگونه که شاهد بوده‌ایم علاوه بر افت علمی، تنش‌ها و بحران‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در پی خواهد داشت.

تصفیه استادان برجسته‌ای که دانش و فضل آن‌ها بر هر جوینده علمی آشکار است آنچنان بی پروا و با بهانه‌های اندک صورت می‌گیرد که تردیدی در تصمیم عاملان این گونه اقدام‌ها در منحصر کردن علم و دانش به پیشبرد خواسته‌های آنان باقی نمی‌گذارد.

تداوم این روند در اجتماع به خصوص فشار بر جامعه مدنی وضعیت مشابهی را در جامعه شکل داده است.

علی‌رغم شعارها و وعده های فراوان و برخورداری دولت نهم از امکان همسویی رسانه ملی و انبوه رسانه‌های همراه دیگر، گروه‌های ذی‌نفوذ و گروه‌های فشار و متهم ساختن پیاپی دولت‌های پیشین، امروز جامعه ما با بحران‌های فرهنگی و اجتماعی فراوان روبه روست و سیر روزافزون اعتیاد، قتل و جنایت، فحشا و فساد و حتی فسادهای اداری و دولتی و سوء استفاده‌های اقتصادی و مالی با شدت و حدت ادامه دارد و حتی اقدامات کور تروریستی پس از سال‌های طولانی توقف مجدداً امکان ظهور و بروز یافته‌اند. متأسفانه به جای ریشه‌یابی و تلاش برای حل بنیادی این مسایل فشار بر فعالان اجتماعی و نهادهای مدنی،که می‌توانند در مسیر کاهش این گونه مسائل مؤثر باشند، رو به افزایش است.

بهانه انقلاب مخملین و بر اندازی نرم کافی است تا بدون هیچ دلیل قابل قبول و محکمه پسند، چهره‌های فعال و در عین حال منتقد سیاست‌های جاری هدف اتهام و افترا و بازداشت قرار گیرند، هر چند آن‌ها که سرنخ های اصلی و خارجی معرفی می‌شوند، با قرار گرفتن در شبکه‌ای از تبلیغات سیاسی آزاد می‌شوند و پس از آن فعالان ‌این آب و خاک اعم از مرد و زن در معرض شدید‌ترین فشارها قرار می‌گیرند.

طبعا این سیاست در راستای تشکل ستیزی تفکرات حاکم قابل فهم‌تر است. آن‌ها که نهادهای مدنی را دشمن خود می پندارند، آگاهی سازمان یافته و پایدار مردم را آغازی بر بی اعتباری برنامه‌های پوپولیستی خود می دانند و در این راه برای آن‌ها تفاوتی نمی کند که با يك حزب سیاسی، یک نهاد صنفی، یک حرکت مدنی و یا یک تلاش جنسیتی برخورد کنند. آنچه نتیجه این سیاست‌هاست همان شکست وحدت ملی و انسجام ایرانیان است که بخصوص در عرصه‌های مذهبی، قومیتی، زنان و جوانان و نهادهای مدنی نشانه‌های آن آشکارا قابل مشاهده است.

طبیعی است در چنین شرائطي اعمال عدالت در همه زمینه‌ها، رعایت حقوق بشر و حقوق اساسی انسان‌ها و حقوق قانونی شهروندان مصرح در قانون اساسی با موانع اساسی رو به رو می‌شود. اگر چه رئیس دولت در داخل به گونه‌ای غیر قابل باور دموکراسی را به سخره می گیرد، در خارج از کشور بزرگ‌ترین مدافع دموکراسی برای ملت آمریکا می‌شود، اما جای خالی عدالت و انصاف همچنان بر سر همه سفره‌ها باقی می‌ماند. در حالیکه آزاد اندیشان داخلی بی‌سابقه‌ترین فشارها را تحمل می کنند و حتی بدون هیچ دلیل قانونی از رفتن آن‌ها به خارج از کشور جلوگیری می‌شود رئیس جمهور مبشر آزاد اندیشی برای همه ملت‌های در بند استعمار و استحمار بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکا می‌شود.

جریان سیاسی که بزرگ‌ترین عیب دوره اصلاحات را اولویت مسائل سیاسی و منازعات پیرامون آن می دانست ‌خود در سه سال گذشته بیشترین شعارهای سیاسی تشنج‌زا را در عرصه داخلی و خارجی سر داده است و بیشترین فعالیت‌ خود را معطوف کنترل و محدود كردن فعالین سیاسی داخلی کرده و سانسور گسترده و همه جانبه‌ای را در عرصه اطلاع‌رسانی، مطبوعات، کتاب، فیلم و موسیقی حاکم کرده است. به حق باید اعتراف کرد اگر در تحقق شعارهای اقتصادی خود توفیق ناچیزی داشته است در این زمینه ها به بیشترین اهداف خود رسیده است و جای تأسف است که پشت کردن بی سر و صدا به همه شعارهای اقتصادی پرطمطراق و رأی آور زمان انتخابات ریاست جمهوری مانند تثبیت قیمت‌ها، مهارگرانی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، برخورد با گردن کلفت‌ها، امروز خود را در قالب ادعاهای جدید و شعارهای پیاپی برای نجات جهان پنهان می‌کند.

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟ بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه  و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.

این جای خوشوقتی است که مردم مسلمان کشور همسایه، ترکیه با درایت و روشن بینی و ژرف اندیشی پس از سال‌ها حاکمیت نظامیان لائیک و ضد دموکراسی، امروز توانسته‌اند به نوعی از حکومت دست یابند که هم نمایش دهنده چهره رحمانی از اسلام است، هم دموکراتیک است و هم بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی و رفاه را برای مردم خود به ارمغان آورده است. اگر از دل حاکمیت لائیک ضد دموکراسی در ترکیه حکومت مسلمانان دموکرات و توسعه‌گرا بیرون می‌آید آیا ما نباید نگران این باشیم که به خاطر رفتارهای نسنجیده و غیر قابل قبول عده ای معدود، از دل بزرگ ترين انقلاب رهایی بخش نیمه دوم قرن بیستم که به نام مقدس اسلام محمدی و اسلام علوی رقم خورده است، عدم پيشرفت، محدودیت‌های روزافزون، آزادی ستیزی و بسط و گسترش فقرسر بر آورد؟

ایران عزیز اسلامی هم سرمایه‌های تاریخی و هم سرمایه های مادی و معنوی برای محوریت در جهان اسلام و همه کشورهای در حال توسعه را دارد و می تواند برای بشریت سرگشته امروز الگوی سیاسی، فرهنگی و تمدنی جدید باشد. الگویی که با پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران اصلاحات طليعه هاي آن نمودار شد و توجه كشورها و ملت هاي اسلامي و حتی فراتر از آن‌ها  را به ايران جلب كرد. جای تأسف است که به دليل تنگ نظري ها و موقعیت ناشناسی‌هاي داخلي این سرمایه از دست رفت و امروز اين نگاهها بجاي كشور ما به سوي كشور تركيه جهت گرفته است.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی بر این اعتقاد است که فارغ از اینکه چه کسی یا چه جریانی در مصدر امر باشد راه پیش روي ملت راهی طولانی و سخت بوده و هست. واقعیت این است که مردم ما بخوبی درک می‌کنند كه کشور جز با بینش و مشی دموکراتیک، سیاست و برنامه واقع‌گرا و مستمر، و مشارکت و ارده عموم  ساخ