|
|
|
|
|
محتسب مستی برَه دید و گریبانش گرفت مست گفت ای دوست این پیرهن است افسار نیست گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست گفت میباید ترا تا خانه قاضی برم گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم گفت والی از کجا در خانه خمار نیست گفت تا داروغه را گویم در مسجد بخواب گفت مسجد خوابگاه مردم بد کار نیست گفت دیناری بده پنهان و خود را وا رهان گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم گفت پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست گفت می بسیار خوردی زاینچنین بی خود شدی گفت ای بیهوده گو ، حرف کم و بسیار نیست گفت باید حد زند هشیار مردم مست را گفت هشیاری بیار اینجا کسی هوشیار نیست پروین اعتصامی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:50 توسط گروه ققنوس
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاهی به تاریخ سیصد ساله اخیر نشان می دهد که غرب همیشه در پی تسلط و استفاده کامل از ما برآمده همیشه کوشیده تا ما را دست به دهان نگاه دارد به طوری که برای ما مانند لولوی سر خرمن ترسناک می شود حمله به افغانستان و عراق یکی از نمونه های آن است. از زمانی که در این سرزمین نفت پیدا شد و نیز علتی برای وجود ما غرب به دنبال آن بر آمد تا هرچه بیشتر ما را محتاج خود کند اگر در آن دوران خطر در بیخ گوش مان بود امروز در جانمان است ما نتوانستیم در حمله تکنولوژی غرب مقاومت کنیم ما حتی روحانیت را که قدرتی بزرگ در راه مقابله با غرب را داشته از دست داده ایم. وقتی نخستین چاه نفت در مسجد سلیمان پیدا شد انگلیس امتیاز نفت ما را به عهده گرفت و توانست با زیرکی هر چه تمام تر تا سال 1329 که نفت ملی شد ادامه دهد و این بار آمریکا بود که با کودتای 28 مرداد 1332 اوضاع را در اختیار گرفت و سرنوشت ما در اختیار کمپانی های خارجی افتاد و آنها بودند که می گفتند چه کسی حکومت کند و آنها بودند که تصمیم می گرفتند که چه به ما بفروشند و چه نفروشند و برای او که فروشنده دائمی است بهتر است که تو هرگز نتوانی از او بی نیاز باشی ، نفت را می برند و در مقابل هر چه بخواهی به تو میدهند حتی گندم. تحول ماشین برای ما به وجود آمد ، ما روستاهایی داریم که هنوز از نعمت برق بی بهره اند ، ر اکتور هسته ای وارد نموده ایم تا برق تولید کنیم ، غرب حاضر است برای ما ر اکتور را بیاورد ولی همراه با متخصص اش و ما باید همیشه به او محتاج باشیم اگر بخواهیم تنها مصرف کننده باشیم و راهی را که تا امروز پیموده ایم ادامه دهیم _ سر هم کردن قطعات ماشین های غرب در کشور به این صورت که بابت کاری که برای او انجام می دهیم پول هم می دهیم در این جا با نیروی کار ارزان تر ماشین را ساخته و بعد به او تحویل می دهیم ، دلمان هم به آمار های سرمایه گذاری خارجی و صادرات خوش کردهایم _ و دست به دهان غرب بمانیم که او هر چند سال یک بار اگر خوشش آید بیاید و سوخت مورد نیاز ما را بدهد این راه آسانی است و بر آورنده بسیاری از تنبلی ها و بی عرض گی ها و بی کاری ها، این راه جز نابسامانی چیز دیگری ندارد. ما ملتی هستیم که در راه تحول گام بر می داریم و اگر دچار اضطراب در تفکر خود هستیم به خاطر این است که داریم پوسته کهن را از تن می دریم و از این تکنولوژی وحشت داریم اگر بخواهیم در بند سنن بمانیم که آنها می آیند و نیمی از اراضی مملکت را در دست می گیرند و می کاوند و حفر می کنند و می برند ، ما ناچاریم که بالاخره بر سر این راه بایستیم و آنرا در اختیار خود بگیریم ، فناوری هسته ای برای ما سکوی پرتابی است تا بر روی آن بایستیم و تند تر برویم باید آن را داشته بشیم اما نیاید در بند آن باشیم گرفتارش باشیم چون وسیله است و هدف نیست ، هدف از بین بردن فقر و به وجود آوردن رفاه است. ما ابتدا باید اقتصادی در خور داشته باشیم بعد آموزش را داشته باشیم بعد ر اکتور هسته ای و بعد نیروی کار متخصص را و بعد دانشگاه هایی که این تخصص را بدهند بعد تولید برق و بازار مصرفش. برای مسلط شدن بر فناوری هسته ای بایر آن را ساخت ، ساخته دست دیگری حتی اگر هم یک تعویض ساده و یا تولید (یو اف ببینید داشتن چند ر اکتور آب سبک یا آب سنگین یا حتی جوش هسته ای مهم نیست ، مهم تکنولوژی ساخت و استفاده از این ر اکتور است که ما را از غرب بی نیاز می کند اگر ما به آن دست پیدا نکنیم داشتن این تکنولوژی برای ما سودی ندارد. کوتاه آمدن ما نشان از اطمینانی است که به چاه های نفت داریم و تکنولوژیی که در مقابل پول نفت برایمان می آید ، در چنین وضعیتی ما اگر ر اکتور هسته ای یا پالایش گاه نفت و یا سد داشته باشیم اگر با کوچکترین مشکلی مواجه شویم سریع به دنبال کارشناسان آنها می رویم تا وقتی ها که از کارشناسان آنها استفاده کنیم و محتاج باشیم رسانه های آنها از ما به به و چه چه می کنند و هندوانه زیر بغل حاکمان می گذارند ، ما تکنولوژی را وارد می کنیم و به دنبال آن متخصص را هم وارد می کنیم و تا موقعی که این کار را انجام دهیم از ما تمجید می کنند ولی فقط با این فناوری وارداتی می توان پز داد. سر هم کردن صنعت نیست ، ساختن با مونتاژ فرق می کند ما موقعی می توانیم بگوییم که پیشرفت کرده ایم که خود سازنده باشیم نه وارد کننده. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 9:55 توسط گروه ققنوس
|
|
||