تبليغاتX
ققنوس
جوانان جنوب تهران

آزادی

 

آزادی ،

در دامن اسارت می زاید ،

در زنجیر رشد می کند ،

از ستم تغذیه می کند ،

با غضب بیدار می شود ...

های ، این سرنوشت آزادی است !

 

شعر از دکتر علی شریعتی

 

گنجی جان ، آزاده بزرگ خسته نباشی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 11:10  توسط گروه ققنوس  | 

به رسم ادب :
س ل ا م
ققنوس پرنده ایست که چون زمان مرگش می رسد هیمه ای فراهم می آورد و آنقدر بال می زند تا آتش افروخته شود و آتش خاکستر می شود و از خاکسترش ققنوسی زاده می شود تا حیات از سر گیرد نه بسان گذشته ... ققنوس آتش به جان دارد و آرام ندارد.
 
آمده ایم تا پله پله ، بالا رفتن را بیاموزیم تا باور کنیم می توانیم آنی باشیم که در تصور دیگران است ، آمده ایم تا چهره ای نو نشان دهیم ، از ماییکه همیشه به جرم جنوب شهری بودن دیده نشده ایم ، آمده ایم تا دیده شویم ... تا قد بکشیم
 
گرد هم آمده ایم تا ققنوس وار آیین سوختن بیاموزیم. باموزیم که می توانیم همه با هم آستین همت بالا بزنیم و ننشینیم به انتظار دیگرانی که شاید هیچ گاه به یادمان نیفتند. گرد هم آمده ایم تا هم پیمان و هم سوگند یاور هم باشیم.
در جمع کوچک ما دویستی حاکم است بیایید تا گستره دوستیمان وسیعتر شود...
 
م ن ت ظ ر ی م
 
آهنگ سرود لبمان سوختن است            اندیشه روز و شبمان سوختن است

رازیست میان من و پروانه و شمع              کز روز ازل مذهبمان سوختن است
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 12:16  توسط گروه ققنوس  |